امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره

مسافری از بهشت

شازده کوچولوی ما هشت ماهه شد

1393/3/7 21:27
نویسنده : nastaran
100 بازدید
اشتراک گذاری

امیرعلی عزیزم یکشنبه 28/2/93 هشت ماهش تمام شد و وارد نه ماهگی شد.

فندق مامان شما الان به راحتی دستت رو به میز می گیری و می ایستی.بعد هم در امتداد میز چند قدم برمی داری و حرکت می کنی.هر چیزی هم روی میز باشه تلاش می کنی که برداری،به همین خاطر من هم مجبورم روی میزها رو خالی کنم که چیز خطرناکی دم دستت نباشه.از پله هم بالا می ری و باید از پشت مراقبت باشیم که خدایی نکرده نیفتی.

مفهوم بیرون رفتن و "دد" رو کاملا متوجه می شی.گاهی اوقات می ری پشت در آپارتمان و به در ضربه می زنی و می گی"دد".وقتی هم من و بابایی داریم برای بیرون رفتن از خانه آماده می شیم متوجه می شی و خودت رو می رسونی به ما و پاهامون رو می گیری و بلند می شی،یعنی بغلت کنیم.بعد هم که از خانه می ریم بیرون کلی ذوق می کنی و جیغ و داد می زنی،با سوار شدن به آسانسور هم خوشحالیت بیشتر میشه،الهی قربون نازپسرم برم من که با این کارهاش حسابی دل من و بابایی رو برده...

عشق مامان بای بای کردن رو هم بلد شدی.

از تماشای عکس لذت می بری و با دیدن عکس های من و بابایی تو اتاق ها کلی ذوق می کنی و دست و پا می زنی.

نفس مامان به اذان و قرآن خیلی علاقه داری و وقت اذان یا موقعی که قرآن از تی وی پخش میشه،هرجای خانه که باشی و مشغول هر کاری که باشی،سریع میای تو سالن و به تی وی خیره می شی.من و شما هر روز با هم قرآن گوش می دیم،امیدوارم این علاقه و توجه همیشگی باشه عزیزدلم.الهی قربون گل پسرم برم من.

به صدا خیلی حساسی و هر صدایی می شنوی واکنش نشون می دی و سریع به سمت صدا برمی گردی.

وقتی دستهام رو باز می کنم و می گم بیا بغل مامانی زود میای به سمتم.

همچنان از تماشای سی دی هات لذت می بری اما زیاد نمی تونم برات کتاب بخوانم!! تا کتاب دستم می بینی سریع می خوای از دستم بگیری و بخوریش!!!

زیاد جیغ می زنی و خیلی سر و صدا از خودت درمیاری،البته به زبان خودت باهامون صحبت می کنی.اصواتی مثل "اد" "دد" "بابا" و چیزهایی شبیه اینها رو زیاد می گی.الهی فدای حرف زدن خوشگلت بشم من فینگیلی...

عمده ترین مسئله ای که ما هنوز باهاش درگیریم و راه حل مناسبی براش پیدا نکردیم مسئله خواب شماست.هنوز ساعت خوابت منظم نیست!!شب ها دیر می خوابی و تا صبح هم چندین بار بیدار می شی و شیر می خوری،روز هم تا نزدیک ظهر می خوابی.در طول روز هم خیلی کم می خوابی!!وقتی هم خوابت میاد حتما باید بغلت کنیم و راه ببریمت و به سختی خوابت می ره. بیشتر اوقات هم حتما خودم باید بخوابونمت و تو بغل دیگران آروم نمیشی!!امیدوارم هرچه زودتر یک راه حل مناسب برای این مسئله پیدا کنم.

دوستت دارم شازده کوچولو

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)